••▪▪••●●* ...همه هستی من...*●●••▪▪••
حتی فکرشم نکردم که مبادا بگه یک روزی ممکنه یک روز نباشم توی گریه هات بسوزی باورم نمی شه امروز از چشای تو می افتم حس میکردم که میدونی باچشام چیا میگفتم تو که از نبض نفس هام دل دیونم رو دیدی نگو عاشقم نبودی نگو که ازم بریدی نگو عشقی که میگفتی شده نفرت توی سینت این مرام عاشقا نیست کاش صدامو میشنیدی بزار دست هاتو بگیرم من برای آخرین بار تو همین روزا میمیرم تو دوباره هاتو بشمار تویی که میگفتی بی من می مونی بی کسو بی یار دروغات چه دلنشینن عشق من خدا نگه دار....... نظرات شما عزیزان: وقتی پاهایت یاری نکنند بن بست همان جاییست که ایستاده ای !!! روزه ، تمرین کلاس زندگی درس ایثار و خلوص و بندگی روزه ، زنجیر هوا گسستن است دیو و بت های درون بشکستن است ☆✮ماه مهمانی خــــــدا مبـــــارک☆✮
گاهی باید فاتحـــه خـــاطره ای رو خوند
وگر نه همون خـــاطره فاتحـــه تو رو می خونه ... ![]()
نمیگذارم … سرگذشت زندگانیم … سرگذشت درگذشت آرزوهایم باشد …
![]() |
About![]()
همه هستی من ایه تاریکیست که ترا در خود تکرار کنان به سحرگاه شکفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد من در این ایه ترا آه کشیدم آه من در این ایه ترا به درخت و آب و آتش پیوند زدم زندگی شاید یک خیابان درازست که هر روز زنی با زنبیلی از آن می گذرد زندگی شاید ریسمانیست که مردی با آن خود را از شاخه می آویزد زندگی شاید طفلی است که از مدرسه بر میگردد زندگی شاید افروختن سیگاری باشد در فاصله رخوتنک دو همآغوشی یا عبور گیج رهگذری باشد که کلاه از سر بر میدارد و به یک رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی می گوید صبح بخیر زندگی شاید آن لحظه مسدودیست که نگاه من در نی نی چشمان تو خود را ویران می سازد و در این حسی است که من آن را با ادرک ماه و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت در اتاقی که به اندازه یک تنهاییست دل من که به اندازه یک عشقست به بهانه های ساده خوشبختی خود می نگرد به زوال زیبای گلها در گلدان به نهالی که تو در باغچه خانه مان کاشته ای و به آواز قناری ها که به اندازه یک پنجره می خوانند آه ... سهم من اینست سهم من اینست سهم من آسمانیست که آویختن پرده ای آن را از من می گیرد سهم من پایین رفتن از یک پله متروکست و به چیزی در پوسیدگی و غربت واصل گشتن سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست و در اندوه صدایی جان دادن که به من می گوید دستهایت را دوست میدارم دستهایم را در باغچه می کارم سبز خواهم شد می دانم می دانم می دانم و پرستو ها در گودی انگشتان جوهریم تخم خواهند گذاشت گوشواری به دو گوشم می آویزم از دو گیلاس سرخ همزاد و به ناخن هایم برگ گل کوکب می چسبانم کوچه ای هست که در آنجا پسرانی که به من عاشق بودند هنوز با همان موهای درهم و گردن های باریک و پاهای لاغر به تبسم معصوم دخترکی می اندیشند که یک شب او را باد با خود برد کوچه ای هست که قلب من آن را از محله های کودکیم دزدیده ست سفر حجمی در خط زمان و به حجمی خط خشک زمان را آبستن کردن حجمی از تصویری آگاه که ز مهمانی یک اینه بر میگردد و بدینسانست که کسی می میرد و کسی می ماند هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی می ریزد مرواریدی صید نخواهد کرد من پری کوچک غمگینی را می شناسم که در اقیانوسی مسکن دارد و دلش را در یک نی لبک چوبین می نوازد آرام آرام پری کوچک غمگینی که شب از یک بوسه می میرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد. ✿ܓ✿ܓ✿ܓ✿ DO . . . DOS . . . . DOSS . . . . DOSSE . . . . . Dossetan nazar yadet nare
Home
|
| |
نام : | |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
<-PollName->
<-PollItems->
خبرنامه وب سایت:
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 2
بازدید هفته : 54
بازدید ماه : 36
بازدید کل : 124448
تعداد مطالب : 201
تعداد نظرات : 233
تعداد آنلاین : 1